اگر هر روز و هر ساعت و هر لحظه ات را با خبر و گزارش سر و کار داشته باشی ، نمی دانم متوجه یک تفاوت خیلی عجیب شده اید یا نه .

اگر در یک شهر یا یک روستا ، کسی عاشق کس دیگری باشد و به هر دلیل نتواند به معشوقش برسد ، خودش را می کشد .

 استقبال مردم یزد از رییس جمهور

همین اتفاق در جاهایی مثل پایتخت کاملا متفاوت است : کسی که ادعا می کند عاشق دیگری است اگر به هر دلیلی نتواند در دل طرف مقابلش جا کند ، به جای اینکه خودش را برای او بکشد ، به صورت طرف مقابل اسید می پاشد و او را می کشد و نابود می کند !

شما متوجه شده اید دلیل این تفاوت چیست ؟

پانوشت اول : حماسه عظیم فرزندان آیت الله روح الله خاتمی در یزد در استقبال تاریخی از احمدی ن‍ژاد ، آنقدر بزرگ است که باور آن برای من خبرنگار هم سخت است چه رسد به مخالفان و دشمنان رئیس جمهور ؛ این عشق ، خدایی است !

پانوشت دوم : سخنان مجدد هاشم آغاجری عضو مرکزیت سازمان مجاهدین انقلاب ، درست بر عکس دفعه قبل ، مرا متعجب نکرد . جالب اینجاست که این هتک حرمتها که دفعه قبل دامن مراجع تقلید و مردم را گرفته بود و آنها را به "میمون" تشبیه کرده بود ، این بار راس نظام و خود "ولایت فقیه" را  که در حقیقت مهمترین و اصلی ترین میراث امام خمینی است نشانه گرفت .

راستی این سوال برای شما پیش نیامده است که در این جور مواقع مرکز نشر و اندیشه های امام خمینی و جناب آقای سید حسن خمینی و بیت معظم امام امت و ... کجا هستند و چرا نسبت به این هتاکی دیوانه وار ،  هیچ واکنشی از خود نشان ندادند ؟!

امان از آن عشق مردم  یزد و داد از این دیوانگی !

- بله ؟ این پانوشتها ،  به مطلب اصلی ربطی نداشت ؟

 

چهارشنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٧ساعت ٧:٢٠ ‎ب.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()